پارانویای نابودی و کلنگی کردن ایران – مجید محمدی

Posted: August 20, 2013 in 4dic3
Tags:

1185242 10201654390262730 2114056398 n پارانویای نابودی و کلنگی کردن ایران   مجید محمدی

مجید محمدی جامعه‌شناس ایرانی است. او دکترای جامعه‌شناسی خود را از دانشگاه استونی بروک در سال ۲۰۰۶ دریافت کرده‌است.
عکس: اختر قاسمی

سیاست و جامعه شناسی براندازی -۲

منبع: خودنویس

سید محمد خاتمی برای توجیه مشارکت در انتخابات به امکان نابودی کشور در صورت عدم مشارکت متمسک می شود: «رفتارهایی که حکومت در این مدت با جامعه داشت نیز این ناراحتی را افزایش می‌داد و این پرسش مطرح می‌شد که آیا ممکن است ما به وضعیت قابل قبولی برگردیم؟ یا این وضع تا نابودی و از بین رفتن ایران و نظام و جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت؟»(۱۵ تیر ۱۳۹۲)

 البته وی در عین آنکه به مسیر رو به نابودی باور دارد آن را به  دیکتاتوری و سرکوب نسبت می‌دهد اما کسانی نیز هستند که نابودی مورد باور را به خارج نسبت می‌دهند.

بهار عربی و نابودی ایران

پس از بروز اعتراضات در کشورهای عربی، سرکوب حکومت‌ها و درگرفتن جنگ داخلی در لیبی و سوریه گروهی از ایرانیان که نگرش‌های ضد امپریالیستی و مبتنی بر نظریه‌ی توطئه دارند و میهن‌پرستی و میهن‌دوستی را مساوی با بیگانه‌هراسی و بدبینی به بیگانه می‌دانند به جای علت قریب این رویدادها (دول دیکتاتوری قذافی و بشار، ساختار قبیله‌ای جامعه و تقسیم این قبایل به قبایل طرفدار و مخالف رژیم، ضعف نهادهای مدنی، فقدان نهادهای حل منازعه) به علل بعید یا توهمی تمسک جسته و کشورهای غربی را مسوول تخریب این دو کشور معرفی می‌کنند. جالب است که در نوشته‌های این افراد هیچ اثری از اشاره به نقش روسیه و جمهوری اسلامی در منازعات سوریه و تداوم جنگ داخلی به چشم نمی‌خورد.

آنها با اتکا بر این دو مورد و نیز خصومتی که با معتقدان به براندازی و رفاقتی که با اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی دارند این دیدگاه را برساخته‌اند که براندازان به کمک امپریالیست‌ها در پی نابودی ایران از طریق حمله‌ی نظامی و تجزیه‌ی کشورهستند.

آیا این دیدگاه تا چه حد واقعی و مبتنی بر حقایق است؟ کسانی که این پارانویا را مطرح می‌کنند چه اهدافی دارند؟ اگر این تصور مبتنی بر واقعیات نیست پارانویای نابودی چگونه ساخته و پرداخته می‌شود و چه تاثیری بر ذهنی که بدین پارانویا دچار شده و مخاطبان وی می‌گذارد؟

واقعیت و توهم

هیچ روند و رویداد و فرایندی برای حمله‌ی نظامی به ایران در مقیاسی که درعراق رخ داد و هیچ اراده‌ی قابل توجهی برای تجزیه‌ی کشور در میان قدرت‌های بزرگ وجود ندارد. امریکا در اوج منازعات گروهی و فرقه‌ای در عراق در سال ۲۰۰۶ زیر بار تجزیه‌ی عراق نرفت. هیچ دولتی در دنیا نمی‌خواهد ترتیبات امنیتی موجود را در منطقه‌ی خاورمیانه به هم بزند چون ریسک آن بالاست. بنابر این سخن گفتن گاه‌گاهی برخی مقامات جمهوری اسلامی از این موضوع صرفا برای ترساندن میهن‌پرستان و سرکوب مخالفان است. سخن گفتن یک نماینده‌ی کنگره از این موضوع را نمی توان به ۵۳۵ عضو آن تعمیم داد.

در باب جنگ نیز دولت اوباما در چهار سال گذشته مشغول به پایان دادن دو جنگ در عراق و افغانستان بوده و جنگ دیگری نمی‌خواهد. روش برخورد با جمهوری اسلامی نیز تحریم‌ها بوده و نه حمله‌ی نظامی. تحریم‌های نفتی و بانکی در یک سال اخیر موفق بوده و حداقل بخشی از مقامات و- در انتخابات ۹۲- اکثریت جامعه را به  ضرورت مصالحه رسانده است. وقتی یک طرح برای مقامات غربی کار می کند آنها به سراغ طرح دیگری نمی‌روند. حتی اگر حمله‌ای هم در آینده توسط اسرائیل صورت گیرد صرفا به تاسیسات هسته‌ای خواهد بود و نه یک جنگ گسترده برای اشغال خاک کشور یا تجزیه‌ی آن.

 

اغراق‌ها و مبالغه‌ها

اصولا طرح موضوع «نابودی» برای ترساندن مخاطب است چون حتی با حمله‌ی نظامی هیچ کشوری نابود (نیست و معدوم) نمی‌شود بلکه تخریب‌هایی صورت می‌گیرد. ایران در جنگ هشت ساله با عراق بسیار آسیب دید اما نابود نشد. تحولات در عالم خارج تدریجی و جزئی است. ایران در ۳۵ سال گذشته رو به قهقرا رفته اما نابود نشده است. کشور در طی انقلاب ۵۷ و بعد هشت سال جنگ نابود نشد بلکه به تدریج تخریب شد و مردم فقیرتر شدند. امروز نیز کشور به خاطر سوء مدیریت و فساد و سرکوب رو به قهقراست اما نمی‌توان آن را رو به نابودی دانست. برای تخریب دیدگاه رقیب نمی توان مبالغه را بر جای تحلیل نشاند.

 

چگونه ساخته شد؟

کسانی که پایه‌ی استدلال خود را بر نابودی یک کشور یا دنیا می‌گذارند و از فجایع پیش رو بدون هیچ دلیلی سخن می‌گویند معمولا چهار ره‌یافت دارند:

۱) پیشگویی پیامبرانه، که ربط مستقیمی با واقعیات ندارد. پیشگو یا پیامبر می‌خواهد دنیایی نو برای پیروان نوید دهد و از این جهت این دنیا را پر ازظلم و جور و لذا از میان رفتنی معرفی می‌کند. کسی که سخن از رویدادهای عظیم مثل نابودی یک کشور می گوید دارای این «خود متورم» هست که به چنین پیشگویی‌هایی دست زند یا خود را چنان اوج گرفته بر فراز واقعیات می‌بیند که به خود جرات می‌دهد از موضوعی سخن بگوید که دیگران بدان حیطه وارد نمی‌شوند.

۲) دادن اخطارجدی به مخاطبان، برای این که نگاه خود را به روال‌های روزمره عوض کنند و حرف گوینده را جدی تر بگیرند. «ایران رو به نابودی است» یعنی این که «تکان بخورید و اقدامی کنید» یا «مرا جدی بگیرید.»

 البته این اقدام و تکان را به همین جا رها نمی‌کنند بلکه روشی خاص را نیز پیشنهاد می‌کنند. بنابراین مخاطب باید دستورالعمل اخطار دهنده را جدی بگیرد تا از نابودی نجات یابد. این کار نوعی وارد کردن شوک به مخاطب است، تا سخن گوینده را جدی بگیرد چون خطری جدی در انتظار همه است. این رهیافت مبتنی است بر پراکندن ترس و مبالغه در منشا آن.

۳)  درست کردن تنها یک منشا شر در جهان که همان منبعی است که به دنبال نابودی پدیده‌ی مورد علاقه است؛ امپریالیسم دقیقا از همین جا زاده می شود؛

 و

۴) متهم کردن رقبای فکری وایدئولوژیک به سهیم بودن دراین نابودی، آگاهانه یا ناآگاهانه. به همین صورت رقبا تبدیل می‌شوند به خائن (با سهم آگاهانه) و جاهل یا ساده دل (با سهم ناآگاهانه). پیدا کردن این تقسیم بندی در ادبیات رژیم‌های اقتدارگرا و تمامیت‌طلب کار زیادی نمی‌طلبد.

کسانی که امروز از نابودی ایران سخن می گویند شمه‌ای از همه‌ی ره‌یافت‌های فوق را جلوه‌گر می‌سازند.

 

رسالت پیامبرانه

چگونه فرد یا گروهی به خود جرات می‌دهد از پدیده‌ای بسیار نادر یعنی نابودی سخن بگویند به این معنا که پیش‌گویی کنند؟ تنها قائل شدن رسالت تاریخی برای نجات یک ملت یا قوم یا کشور است که به افراد چنین اجازه‌ای را می‌دهد. کسانی که چنین رسالت تاریخی‌ای برای خود احساس کرده‌اند از له کردن آدمیان از یک سو و نادیده گرفتن حقوق آنها از سوی دیگر ابایی نداشته‌اند.

 

پیامدها

اغراق و مبالغه بر خطر به جای آن که آدمیان را به عقلانیت و دوراندیشی و فراست دعوت کند آنها را به عکس العمل در شرایط اضطراری فرا می‌خواند. شرایط ایران امروز در داخل و خارج کشور سوگناک و نگران کننده است اما مثل بروز زمین‌لرزه و سیل، اضطراری نیست. اگر همین امروز با یک انتخابات آزاد منتخبان مردم بر سر کار بیایند و ولایت فقیه به عنوان هسته‌ی اصلی منازعات داخلی و خارجی منتفی شود و روحانیت به سراغ مسجد و امام‌زاده‌ی خود برود بسیاری از مشکلات کشور حل می شود و کشور بر روی ریل اصلاح می‌افتد. در این حال دیگر نیازی به منجی یا منجی‌هایی که کشور را از نابودی نجات دهند نخواهیم داشت بلکه به کسانی احتیاج داریم که می‌خواهند با عقلانیت و شایسته سالاری و حاکمیت قانون اندکی از رنج مردم بکاهند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s