براندازی و مغلطه‌‌های اصلاح‌طلبان حکومتی

Posted: August 23, 2013 in 4dic3
Tags:

khatamibarandazi براندازی و مغلطه‌‌های اصلاح‌طلبان حکومتی

سیاست و جامعه شناسی براندازی -۳

 مجید محمدی – خودنویس

اصلاح‌طلبان حکومتی تلاش کرده‌اند مخالفان خود را «مخالف اصلاح‌طلبی»، «طرفدار حمله‌ی نظامی» و آکنده از «نفرت» معرفی کنند.

محمد خاتمی در ۱۵ تیرماه سال جاری، برای توجیه مشارکت بدون قید و شرط در انتخابات و حمایت از نامزدی که حتی اصلاح‌طلب نبوده و نیست به توجیهاتی از قبیل توجیه زیر متمسک می‌شود: «اینکه ما می‌توانیم کاری بکنیم که این سوء ظن‌ها این نفرت‌ها که از سوی تندها و افراطی‌ها از هر دو طرف، آنهایی که در خارج بودند و ندای براندازی می‌دادند و کسانیکه در داخل بودند و انحصارطلبانه انقلاب را در انحصار خود می‌دانستند و آزاد بودند هرکاری می‌خواهند بکنند و هر چه می‌خواهند بگویند و هر تهمتی بزدند هر دروغی بگویند هر کسی را با سلیقه‌های تنگ و تاریک آنها موافق نبود ان را جاسوس بیگانه ضد انقلاب برانداز و هزار عنوان دیگر بنامند این فضایی که دائما تولید نفرت می‌کرد این فضا کینه‌ها را تشدید می‌کردند، گفتیم آیا می‌توانیم به سمت مسیری برویم که این کینه ها کاهش پیدا کند؟»

تاکتیکی که کار نمی‌کند

دو دهه است که تاکتیک اصلاح‌طلبان حکومتی برای میانه‌رو و معتدل نشان دادن خود به حکومت خامنه‌ای و نیروهای امنیتی و نظامی وی این بوده که انصار حزب‌الله و نیروی لباس شخصی را با باورمندان به اصلاح ناپذیری نظام یکی کنند و خود را راه درست برای مردم بنمایایند. این تاکتیک هیچگاه کار نکرده و حکومت هر که را با هر ادعایی (اصلاح‌طلبی، اعتدال) هر وقت که مصلحتش اقتضا کرده از قدرت بیرون رانده است. این گونه ادعاها که معطوف به حکومت و کسب قدرت بوده هیچگاه خریداری پیدا نکرده و اصلاح‌طلبان از این جهت آب در هاون کوبیده‌اند. به همین دلیل بود که حامیان جریان اصلاح‌طلبی پس از انتخابات سال ۸۸ به خیابان‌ها ریختند تا خواست خود را از طریق اعتراض مطرح کنند که در ان موفق شدند اما در ابطال انتخابات شکست خوردند.

سه مغالطه‌ی اصلاح‌طلبان حکومتی

 اصلاح‌طلبان مذهبی/حکومتی برای پیشبرد تاکتیک فوق معمولا به سه اقدام دست می‌یازند:

۱- براندازان را به مجاهدین خلق که در دوره‌هایی مشی مسلحانه داشته‌اند (و خود اکنون می‌گویند دیگر چنین مشی‌ای ندارند) تقلیل می‌دهند تا همه‌ی براندازان را خشن معرفی کنند؛ این در حالی است که حکومت و نیروهای لباس شخصی و بسیجی آن همین مشی مسلحانه را ۳۵ سال است دارند و اصلاح‌طلبان با آنها کنار می‌آیند و معتقدند باید با آنها کنار آمد.

۲- آنها همه‌ی براندازان را مثل مقامات جمهوری اسلامی مساوی می‌گیرند با دسته‌ی بسیار کوچکی از مخالفان که معتقدند برای خلاصی از شر حکومت باید دول غربی و بالاخص ایالات متحده را به حمله‌ی نظامی تشویق کرد. حتی نیروهایی که چنین باوری دارند در عمل چنین سخنی را نمی گویند بلکه این یکی از باورهای عامه است که برای انداختن این رژیم باید دست قدرتمند خارجی در کار باشد. در همین راستاست که آنها کسانی را که به دخالت بشر دوستانه (حمله‌ی نظامی به حکومت برای متوقف کردن کشتار جمعی توسط آن تنها در صورتی که این امر در حال انجام باشد) معتقدند با باورمندان به ضرورت حمله‌ی نظامی برای براندازی حکومت یکی می‌گیرند.

۳-  آنها مخالفان اصلاح‌طلبان موجود را مخالف اصلاح‌طلبی به طور کلی معرفی می‌کنند با این فرض که خود را تجسم صرف و تنها شکل اصلاح‌طلبی عرضه کنند. نه اصلاح‌طلبی فقط یک روش و شیوه دارد و نه اصلاح‌طلبان محدود هستند به گروهی که امروز در ایران به آنها اصلاح‌طلب حکومتی می‌گویند.

نفرت براندازان؟

خاتمی در گفته‌ی فوق باور به براندازی را مساوی می‌گیرد با «نفرت» و از جنس نفرت حکومت در سرکوب مخالفان. باور به براندازی از آنجا نشات می‌گیرد که افراد و گروه‌هایی بعد از شناخت و تجربه‌ی این حکومت به این نکته رسیده‌اند که این حکومت اصلاح پذیر نیست. آنها ممکن است تلاششان را برای اصلاح کرده باشند (حدود ۳۵ سال) یا اصلا تلاشی نکرده باشند اما از مبانی رژیم بدینجا رسیده باشند که حکومت موجود را نمی توان اصلاح کرد، همچنان که چنین اتفاقی نیفتاده است. بر خلاف آنچه می‌گویند، دوران خاتمی دوران اصلاحات نبود، دوران خواست و مطالبه‌ی اصلاحات بود که به در بسته خورد.

بنا براین هیچ ملازمه‌ای میان باور به براندازی و داشتن کینه و نفرت از حکومت موجود یا تک تک مقامات آن وجود ندارد. فردی ممکن است بر این باشد که باید حکومت را از اساس تغییر داد و روز بعد برای همه از جمله ولی فقیه سابق درخواست عفو عمومی بدهد. با انتساب نفرت به کسانی که باور دیگری ندارند اصلاح‌طلبان حکومتی (آنها که هنوز جای پایی در حکومت دارند و قبلا نیز چنین بوده‌اند) نمی توانند مواضع خود را بهترین و بهداشتی ترین و موثر ترین و کم هزینه‌ترین باور برای تغییر و اصلاح امور بدانند.

بدون نفرت هم می‌توان یک حکومت را ساقط کرد

اصلاح‌طلبان حکومتی فرض می‌گیرند که برای براندازی باید از حاکمان موجود منتفر بود. آنها این نکته‌ی ساده را درنیافته‌اند که می‌توان از سیاست‌ها ناراضی بود یا حتی از آنها متنفر بود بدون آن که از مقامات حکومتی تنفری به دل داشت.

اگر همین امروز نه همه‌ی مردم ایران بلکه تنها ۴۰ میلیون آنها تصمیم بگیرند همه‌ی نهادهای حکومتی و نهادهای دینی را به هر طریق تحریم کنند (تنها برای یک ماه به سراغ آنها نروند، با آنها قطع رابطه کنند، صورت حساب‌های دولتی را نپردازند و به سر کار نروند) حکومت خود به خود سقوط می‌کند. مشکل اینجاست که این تعداد ناراضی که در کشور وجود دارد (فرض کنیم ۳۶ میلیون دیگر راضی باشند که آن هم چنین نیست) سازمان و رسانه و صدا ندارند و حکومت با پول نفت و قدرت قوای قاهره آنها را سرکوب کرده است. بنابراین براندازی نیازی به خشونت و نفرت ندارد بلکه روشهایی دارد که اصلاح‌طلبان حکومتی نمی خواهند بدان‌ها تمسک جویند چون اولا طرفدار بقای حکومتی هستند که در آن انواع و اقسام امتیازات را داشته‌اند و می‌خواهند در همان چارچوب به قدرت دست یازند؛ ثانیا بدون این حکومت از باقی مانده‌ی رانت‌هایی که برای آنها مانده نمی توانند استفاده کنند؛ و سوم آن که ممکن است برای اقدامات خود مجبور به هزینه دادن باشند که نمی خواهند چنین کنند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s